امروز دوشنبه 28 آبان 1397

ساختمان پزشکان

زمان انتشار: بدون تاریخ  

کودکان از چه هنگامی شروع به اضطرابیدن میکنند

167796 همه افراد دچاراضطراب میشوند و کوچک و بزرگ نمیشناسد و امر طبیعی است نمیشود کسی از هیچ چیز ناضطرابد در اینموقع انسان سالمی نمی باشد چون اگر انسان ناضطرابد  از هیچ خطری نمیتواند جان سالم بدر ببرد در اینجا موشوع بحث ما کودکان هستند که از چه سنی آنها شروع به اضطرابیدن میکنند اضطراب کم و بیش در همه مردم وجود دارد و در حد خود هیجان سالمی است. به عبارت بقیه ی، کسی که از هیچ چیز ناضطرابد، یک انسان طبیعی نمی باشد؛ بلکه بیمار است، برای اینکه به واسطه اضطراب است که انسان از خطرهای واقعی مطلع شده و از جان خود دفاع می نماید، اما اضطراب در کودکان از چه سنی شروع می شود؟ کودکان از بدو تولد تا دو سالگی :
از صداهای بلند، جدا شدن از مادر و پدر، اجسام بزرگ و غریبه ها می اضطرابند. کودکان از سه تا شش سالگی :
از روح، هیولا، حیوانات، تاریکی، تنها خوابیدن، صداهای اضطرابناک و وحشتناک مثل رعد و برق می اضطرابند.   کودکان از هفت تا شانزده سالگی :
از صدمه دیدن و زخمی شدن، بیماری، امتحان دادن، مرگ و بلاهای طبیعی می اضطرابند.   عوامل اضطراب در کودکان _ بچه ها ذاتا اضطرابو نمی باشدند. اگر مادر و پدر یا بقیه ی اعضای خانواده اضطرابو باشند و از چیزی باضطرابند، بچه ها اضطرابو می شوند. بنابراین اگر می خواهید فرزندتان اضطرابو نشود، باید ابتدا از خود شما شروع و بر اضطراب تان غلبه کنید. _ این نکته حائز اهمیت است که هیچ گاه برای تربیت فرزندتان، او را تنبیه یا تهدید نکنید، از لولو خورخوره و… ناضطرابانید یا در جای تاریک حبسش نکنید. متاسفانه بعضی از اولیا برای ساکت کردن فرزندشان این کارها را انجام می دهند. این گونه کارها شاید به طور موقت تاثیرگذار باشد، اما در آینده آثار بدی در او خواهد گذاشت. شما باید بدانید با این رفتارهای اشتباه و نادرست فقط فرزندتان را اضطرابو ، بزدل و ضعیف نفس بار می آورید. _ دیدن ویدئو، عکس یا خواندن و شنیدن داستان های اضطرابناک برای فرزند دلبندتان خوب نمی باشد، برای اینکه روی اعصاب و روان حساس او تاثیر می گذارد و یک حالت اضطراب و دلهره ایجاد می نماید. این نکته مهم است که به هیچ وجه در حضور فرزندتان از موجودات اضطرابناکی مثل جن و پری صحبت نکنید. _  صداهای بلند و شدید مثل رعد و برق، آژیرهای خطر حتی داد زدن بر سر بچه ها بخصوص نوزادان از عوامل ساده اضطراب در آنها محسوب می شود. همیشه تلاش کنید آنها در معرض این گونه حوادث و صداهای بلند قرار نگیرند و خود شما هم هیچ گاه بر سر بچه ها بویژه هنگامی که نوزاد هستند، داد نزنید و نیز نگاه های خشمگین و تهدیدآمیزی نداشته باشید، برای اینکه آنها در آینده اضطرابو بار می آیند و با شنیدن کوچک ترین صدایی دچار اضطراب و دلواپسی می شوند، حتی ممکن است دچار به ضعف اعصاب نیز بشوند. _  پیشگیری از اضطراب خیلی بهتر از مداوا کردن آن است. اگر فرزندتان در اثر سهل انگاری شما یا عوامل بقیه یی اضطرابو شده، اضطراب او را یک مساله بی اهمیت نشمارید؛ بلکه تلاش کنید هرچه سریع تر اعصاب و روان او را آرام کرده و علت و عوامل اضطراب به وجود آمده را پیدا کنید و سپس درصدد درمان آن برآیید، البته این نکته حائز اهمیت است که اضطراب هایی مثل اضطراب از تاریکی، حیوانات اهلی و بی آزاری، بیمار شدن، صداهای بلندی مثل رعد و برق و امتحان دادن​ نامعقول است و هیچ منبع عقلانی هم ندارد. با وجود این، این اضطراب ها را نمی شود نادیده گرفت، برای اینکه همین اضطراب ها سبب رنج و عذاب کودک شده و در زندگی آینده او نیز تاثیر بدی خواهد گذاشت. به این ترتیب، یک مادر و پدر مطلع و باتدبیر نباید نسبت به این مساله بی تفاوت باشند؛ بلکه باید تلاش کنند جلوی این اضطراب های غیرمعقول فرزندش را بگیرند. _ اگر فرزندتان از چیزی می اضطرابد، هیچ گاه او را در حضور بقیه یان به علت این که از چیزی می اضطرابد، سرزنش و ملامت یا مسخره نکنید، برای اینکه او در برابر بقیه یان بخصوص افراد خانواده خجالت می کشد. این رفتار نادرست شما نه تنها اضطراب او را برطرف نمی نماید، بلکه روح حساس و طبع لطیف او را آزرده می سازد؛ برای چهکه او در اضطرابیدن مقصر نمی باشد، بلکه شما و عوامل بقیه ی سبب اضطراب او شده اید، پس برای چه او را مقصر می دانید و اذیتش می کنید؟ و اما چند روش ساده و مهم یکی از روشهای ساده این است که باصبر و حوصله و نیز مطلعی، علت و عوامل اضطراب فرزندتان را پیدا کنید و سپس درصدد مداوای آن برآیید. برای مانند اگر فرزندتان از حیوانات اهلی و بی آزار مثل جوجه… می اضطرابد، شما به عنوان یک مادر و پدر مطلع باید بی خطر بودن آن را به طور عملی برایش اثبات کنید. مثلا می توانید 1 - عکس جوجه را نشانش بدهید. 2 - بایکدیگر از پنجره جوجه ها را ببینید و سپس بگویید چقدر آنها زیبا و دوست داشتنی و نیز بی آزار هستند. 3 –  به آن نزدیک شوید و نازش کنید تا فرزندتان کم کم با آن جوجه مانوس شود و اضطرابش بریزد. 4 – اگر او را از لولوخورخوره اضطرابانده اند، می توانید با لحنی پر از محبت به او بگویید چنین موجوداتی وجود خارجی ندارند.   5 –  اگر او از تاریکی می اضطرابد، در ابتدا می توانید در اتاقش یک برای چهغ خواب یا شمع روشن کنید تا او بتدریج با نور کم مانوس شده و عادت کند. بعد هنگامی که خود شما در کنارش نشسته اید، برای مدت خیلی کوتاه برای چهغ خواب یا شمع را خاموش کنید، سپس کم کم مدت هنگام آن را بیشتر کنید. سبعد از او کمی فاصله بگیرید و برای چهغ را خاموش کنید. رهاه تلاش کنید با صبر و بردباری اینقدر این کار را تکرار کنید تا اضطراب فرزند عزیزتان بریزد و بتواند بدون حضور شما در تاریکی به سر برد. 6 – اگر فرزندتان از دکتررفتن و آمپول زدن می اضطرابد، بهترین و ساده ترین راه این است که با زبانی نرم و مهربان به او بگویید که شما بیمار هستی و اگر بخواهی خوب شوی و با دوستانت بازی کنی، باید دوا بخوری و اگر احتیاج شد آمپول هم بزنی. به طور عملی به او نشان بدهید بچه های هم سن و سالش بدون گریه و داد و فریاد آمپول می زنند. به این نکته توجه داشته باشید هیچ گاه تا ضرورتی در میان نباشد، با زور و تهدید او را به آمپول زدن مجبور نکنید؛ برای اینکه ممکن است آثار بدتری دربر داشته باشد و در روح و روانش اثر جبران ناپذیری بگذارد.

7 - کودک اغلب نمی داند مرگ چیست و نمی تواند آن را درک کند. بهتر است اولیا نیز در حضور فرزندشان در این باره صحبتی نکنند، اما بعضی وقت ها او به واسطه مرگ یکی از اقوام یا دوستان به مردن توجه می نماید و از مادر و پدرش در رابطه آن سوالاتی می پرسد. اگر او به سن رشد رسیده، اولیاش می توانند واقعیت مرگ را به او بگویند. مثلا انسان با مردن از این جهان به جهان بقیه یی می رود و پاداش کارهای خوب و بدش را می بیند. همه آدم ها یک روز خواهند مرد… این نکته قابل توجه است که اضطراب از مردن اگر از حد معمول بگذرد، یک بیماری روانی به شمار می رود و این بیماری می تواند آرامش روحی ـ روانی را از انسان بگیرد و او را از کار و زندگی روزانه دور کند.

اندروید lg مولفیکس